تبليغاتX
خاطرات من و تو


خاطرات من و تو

خاطره هامون



 بدون تو با کی حرف بزنم دردت به جونم؟

بدون تو به عشق کی به شوق کی بمونم؟

خسته ام.خسته تر از اونی که فکرشو بکنین .ذاغون تر از اونی که تو ذهنتون بیاد.خورد می شم اما صدام در نمیاد حس عجیبیه ... داشتم تحمل می کردم گفتم یه روز به هم می رسیم.اما نمی دونم شاید اشتباه می کردم.اشکام امونم و بریده دارم دیوونه می شم.خدایا کمکم کن..ای خداااااااا.آخه مگه من چی کار کردم؟آخه چرا؟خدا جونم همیشه به حرفام گوش می کردی خدایا همیشه دستمو می گرفتی اما این بار منو گذاشتی تویه دو راهی نمی تونم ادامه بدم....نمی تونم درکش کنم.سخته.دارم دیوونه میشم.خدا جون ن ن ن ن ن ! عشقم همیشه ار بودن کنارت لذت بردم همیشه عاشق عشقت بودم حالا چی واسم چی مونده از اون همه عشق می خوام تموم کنم اما جراتشو ندام می ترسم از تنها بودن می ترسم!


۲۷/۸/۱۳۸۸

سلام.دوباره اومدم.تا مرز تموم کردن پیش رفتیم اما نشد انگار خدا هم می خواد که ما از هم جدا نشیم و به هم برسیم.خدا کنه.خدا جونم مرسی که بهم کمک کردی.

بهش گفتم:چرا منو تحمل می کنی و بام می مونی؟
گفت:مجبورم
گفتم:چرا مجبوری؟
گفت:آخه ولم نمی کنی!

خیلی بهم بر خورد ولی دوسه دقیقه بعد گفت:الکی گفتم عشقم یه شوخی بود.

خیلی خوش حال شدم!


۳۰/۸/۱۳۸۸

حالم خیلی خفن گرفته؟آخه چرا باید انقدر از هم دور شیم؟هان؟آخه من دارم دیوونه میشم !چرا باهام قهر کردی؟تو که می دونی من بدون تو می میرم.آره داری انتقام میگیری ازم؟ولی باید حداقل بدونم داری واسه چی ازم انتقام می گیری اگر خسته شدی ازم بهم بگو این بچه بازیارو در نیار ولی.به مجتبی گفتم زنگ بزنه از دلت در بیاره.

آره دارم  زار زار گریه می کنم...می دونی چرا؟چون اولین پسری بودی که بهت علاقه مند شدم باهات زندگی کردم وقتی غم داشتم ژارومم می کردی وقتی شاد بود قربون صدقم می رفتی آره تو همونیییی؟

 

نوشته شده در 16 Nov 2009ساعت 6 PM توسط من و تو| |

سلام .خوبید؟من یه عالمه وبلاگ داشتم اما الان همرو بستم و فقط به این یه دونه رسیدگی می کنم.راستش این وبلاگ خیلی وقت پیش ها مال دو تا عاشق به اسم دریا و سپهر بود که با هم ازدواج کردن و این جارو تعطیل کردن و من این خونه رو باز کردم که از همه چیز بنویسم از درد دل هام از همه چیز!خیلی دلم می خواست که اونی که دارم واسش این حرفارو می نویسم هم بدونه اما خب یه غرور بچه گانه نمی زاره که اینو بهش بگم!خب نمی دونم باید چی کار کنم تو این قسمت اما نظر یادتون نره ها وگرنه ایشالا کچل شین...هه..هه.ههخب دیگه این که عاشقشم .میمیرم براش.می خوام بدخواشو خوودم خفه کنم.الهی فداش شم!

برای تو:

الهی فدات شم چرا اذیتم می کنی؟چرا بام دعوا می کنی؟چرا بعد از یکسال و ۶ ماه هنوز اونقدر بهم اعتماد نداری که بدونی به جز تو هیچ پسری تو زندگیم نیست~هان؟؟؟؟

برای دوستان:

سادتون نره نظر بدین.دوستون دارم بوس

نوشته شده در 14 Nov 2009ساعت 9 PM توسط من و تو| |


Design By : Night Skin