تبليغاتX
خاطرات آقای هویج و خانم توت فرنگی


خاطرات آقای هویج و خانم توت فرنگی

خاطره هامون



نمی دونم چرا همیشه در بدترین لحظه ها یه رابطه تموم میشه ما به هم زدیم .همین!اخلاقش عوض شده بود نمی دونم خیلی راحت قبول رد که تموم کنیم .این همون کسی بود که می گفت اگه یه روز نباشی می میرم؟این همون بود که شب ها اشک می ریخت بهش گفتم:خوبه خیلی عوض شدی بهتر از من پیدا کردی.آره دیگه؟در جواب حرفم گفت:بهتر از تو تنهاییه!خیلی بهم برخورد تمام عشقم رو نادیده گرفت و با حرفای الکیش خوردم کرد!
نوشته شده در 8 Nov 2009ساعت 3 PM توسط من و تو| |

به به.....سلامممم حال شما؟خوبین؟چه خطرا؟

+بنده دیروز شارژ نداشتم ولی ایشون تقبل کرد و مارانیز بسی شرمنده نمود رفت برام شارژ گرفت !

چه خبرا دیه؟؟؟؟؟کلی دلم واستون تنگ شده!خب می خوام وب های دیگم رو ببندم و همین یه دونه رو باز بزارم خوبه درضمن دوس دارم فینگیلیش بنویسم چون وقت کم تری ازم می گیره!

khob dg in ke harkasi ke dust dare mano link kone behem bege ta manam linkesh konam va dar zemn kheyli khoshal misham ke bishtar bahatoon ashna besham

نوشته شده در 18 Oct 2009ساعت 2 PM توسط من و تو| |

سلام حال شما؟خوبین؟خوش می گذره من یعنی خان توت فرنگی و آقای هویج تصمیم گرفتیم یه وبلاگ درست کنیم و توش از خاطراتمون بنویسم امیدوارم که خوشتون بیاد و مارو همراهی کنید ما الان یکسال و ۴ ماهه که با هم هستیم و ایشاله می خوایم تا آخر عمرمون با هم دیگه بمونیم/من وبلاگ های زیادی داشتم اما این یکی فرق داره خیلی برام مهمه و ازتون خواهش می کنم بخونین و نظر بدین البته فعلا آقای هویج از این وب خبر نداره ولی به زودی خبردار میشهراستش الان رفتم با هویج حرفیدم خیلی خوب بود.خیلی دوسش دارم.عاشقشم

نوشته شده در 13 Oct 2009ساعت 2 PM توسط من و تو| |


Design By : Night Skin